عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1062
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
فارس چون علاء الدوله قدرى در فارس تندروى كرده هرچند رعاياى جزو از او راضى مىباشند ، در عشر سوم رمضان معزول شد . نير الدوله را مىخواهند به حكومت آنجا بفرستند . تبريز در ماه رمضان ، تبريز اغتشاش كافى است . نظام السلطنه پيشكار فرارى شد . علاء الدوله را مىخواهند به تبريز بفرستند كه تسلط كامل [ دارد ] . وليعهد را هم مىخواهند به طهران بيايد . چون علاء الدوله با صدراعظم نسبت دارد ، از او خيلى همراهى مىكند . طهران در يكشنبه غرهء شوال 1324 كه روز عيد فطر بود ، به جهت كسالت شاه ، درب باغ بعد از ظهر باز شد . اول قرار بود سلام نشود ، باز سلام شد . اول سفير خدمت شاه رفت . پس از آن اجزاى سلام آمدند و شاه را لباس پوشانيده در قرقره نشانيدند . خيلى حالش بد است . فقط از او سبيلى باقى مانده . اجزاى متفرقه را پيش او راه نمىدهند . چنانكه خود او مكرر گفته كه كمتر پيش من بياييد . مرا به حال خود باقى بگذاريد . با اين حالت ، هرروز اهل مسخره در پيش او قربى دارند ، چنانكه ناصر خاقان كاشانى « 1 » كه در اين فن كامل است ملقّب به مختار السلطنه شد . عرايض را خلاصهاش را پيش او مىخوانند . كارهاى مملكت خيلى درهم است . جز اسمى چيزى باقى نمانده . دولت به كلى قدرتش رفته . در طهران فراش حكومت را همه كس چوب مىزند . مقصّر را از بازار نمىتوانند ببرند . دولت به جهت قرض ، اول مخبر السلطنه را به مجلس شوراى ملى فرستاد . او را جواب دادند كه نمىشود . دولت قروضى را كه سابق از خارجه قرض كردهاند با مصارفش بنمايد ، اگر بعد از اين لازم دانستيم خودمان قرض مىدهيم . مخبر السلطنه
--> ( 1 ) . ابو القاسم خان ناصر خاقان برادر مادرى ميرزا مهدى خان وزير مخصوص كاشانى . ميرزا مهدى خان كوچكترين پسر فرخ خان امين الدوله بود .